دوشنبه, 20 -2669 ساعت 00:00

اصطلاحات رایج در پروژه های نفتی

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(3 رای‌ها)

 KOM (kickoff meeting)

kickoff به معنی اولین ضربه ای است که در یک بازی فوتبال به توپ زده می شود. یعنی جلسه ای که طرفین قرارداد با هم برگزار کرده و ابهام ها را برطرف می کنند. این جلسه اولین جلسه ای است که گروه پروژه با کارفرما برگزار می کند و در آن به هر مساله ای که نیاز به بررسی داشته باشد، پرداخته می شود. از بررسی نقشه ها و ابعاد و اندازه ها تا جنس مواد مصرفی، نحوۀ ساخت، چگونگی حمل، زمان تحویل، (در صورت نیاز) خدمات پس از فروش، و موارد دیگر.



PIM (pre-inspection meeting)

جلسه ای است که پیش از ساخت یک کالای صنعتیِ از پیش سفارش داده برگزار شده و قرارداد نهایی می شود. این جلسه برخلاف KOM که معمولا در دفتر کارفرما برگزار می شود، محل برگزاری اش در کارخانه سازنده است و طی آن از دستگاهها و فرایند ساخت نیز بازدید می شود.

TPA (third party authorities)

نهاد شخص سوم. شرکتی که به عنوان حَکَم میان کارفرما و پیمانکار یا فروشنده عمل کرده و وظایف نظارتی کارفرما بر پیمانکار یا سازندۀ تجهیزات و اقلام را بر عهده می گیرد و کیفیت آنها را تضمین می کند. این شرکت ها معمولا شرکت های معتبر و بین المللی هستند و کارهای کنترل کیفیت را در زمینه های گوناگون انجام می دهند. در پروژه های نفت، گاز و پتروشیمی دو وظیفۀ مختلف بر عهدۀ این شرکت ها گذاشته می شود. وظیفۀ اول انجام مراحل بازرسی پایپینگ مثل لاین چک، هیدروتست و غیره؛ و وظیفۀ دوم نظارت بر تولید اقلام پایپینگ و تجهیزات پالایشگاه در محل کارخانۀ سازنده است، که برای نمونه می توان بازرسی از ساخت لوله ها و دیگر اقلام پایپینگ و تجهیزات ثابت، انجام تست های عملکردی تجهیزات دوار و تجهیزات برقی و ابزار دقیق را نام برد.

Buyback contract

قرارداد بیع متقابل. در این قرارداد پیمانکار خود سرمایۀ لازم برای ساخت کارخانه (پالایشگاه، پتروشیمی، تاسیسات استخراج نفت و ...) را تامین می کند و اصل سرمایه و سود آن را مطابق قرارداد از درآمد حاصل از فروش محصولات کارخانه (گاز یا فرآورده های نفتی، محصولات پتروشیمی یا نفت خام) پس می گیرد. در این نوع از قرارداد پیمانکارِ تامین کننده سرمایه، خود به نوعی کارفرماست و معمولا برای ساخت کارخانه پیمانکار دیگری استخدام می کند. مالک در این نوع قرارداد اختیارات کمی دارد و قدرت نظارتی چندانی به او سپرده نمی شود. مثلا برای انجام فرایندهای نظارتی برای مالک FIN صادر نمی شود.

Finance contract

قرارداد فاینانس. اصل این کلمه به معنی تامین سرمایه توسط بانک های خارجی در قالب وام است. اما معنی آن در قراردادهای نفت و گاز این است که  در این نوع از قرارداد سرمایه مورد نیاز برای ساخت کارخانه از سوی مالک تامین شده و مالک نقش کارفرما را هم بازی می کند. مالک می تواند بر همۀ امور نظارت کرده و در همۀ فرایندهای نظارتی برای او FIN صادر می شود. از پروژه های توسعۀ پارس جنوبی قرارداد فازهای 1، 2و3، 4و5، 6و7و8، و 12 (که ظرفیتی برابر سه فاز پارس جنوبی دارد) از نوع بیع متقابل است و قرارداد بقیه فازها مثل 9و10، 15و16، 17و18، 20و21، 13، 14، 24-22 و 19 از نوع فاینانس است.

EPC (engineering, procurement, construction)

به معنی مهندسی (طراحی)، خرید و اجرا (ساخت) است؛ یعنی سه کاری که طی انجام هر پروژه باید انجام شود. معمولا 5 تا 10 درصد از هزینه پروژه صرف طراحی، 60 تا 65 درصد صرف خرید اقلام و تجهیزات لازم و 30 تا 35 درصد هم صرف اجرای پروژه می شود. در پروژه EPC هر سه کار فوق به پیمانکار سپرده می شود. اما همه پروژه ها EPC نیستند و کارفرما می تواند برخی از این کارها را به پیمانکار سپرده و برخی دیگر را خود انجام دهد یا به پیمانکار دیگری سفارش دهد.

FIN (field inspection notification)

اعلامیه بازرسی در سایت. برگه ای پیمانکار جزء در چند نسخه آماده کرده و مطابق آن از ناظران (که می تواند شامل ناظران کارفرما، پیمانکار اصلی و TPA باشد) برای یک فرایند بازرسی دعوت می کند. درباره پایپینگ این بازرسی می تواند شامل موارد پیش گفته لاین چک، cleaning، هیدروتست، draining و reinstatement باشد.

خواندن 5691 دفعه آخرین ویرایش در دوشنبه, 15 شهریور 1395 ساعت 12:04